سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
HEART ME

HEART ME


روی تپه بودند. آفتاب داشت غروب می کرد. آن دو داشتند می رقصیدند. ابرها در افق به رنگ نارنجی و بنفش در آمده بودند. دختر سرمست و خوشحال می خواند:


ارسال شده در توسط هلناجون

از پشت شیشه می دیدم دستش تو دسته تو بود


دیگه بهم دروغ نگو ،نگو پیشت کسی نبود


 


نگو که باور ندارم حرفای عاشقونتو


جمع کن ببر از دل من اون عشق بچه گونتو


 


برات یه بازیچه بودم تو لحظه های بی کسی


گفتی فقط منو داری دل نمیدی به هیچ کسی


 


اما فراموشت شده حرفایی که بهم زدی


گفتی به من عشق منی دیدی بهم نارو زدی


 


برای رفتن از پیشم چقدر حراسونه دلت


مگه می خوای کجا بری که اینجوری گریونه چشت


 


اگه نمی دونی بدون دلم شکسته از دلت


نفرین قلب عاشقم همیشه هست پشت سرت


ارسال شده در توسط هلناجون